حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

آخرین روز شهریورومریضی گل پسر

سلام حنان گلم.میخوام از امروزکه آخرین روز شهریور وتعطیلاتت هست برات بگم که خیلی خیلی منو ناراحت کرده.آخه مریض شدی.درست روزی که فرداش باید بری مدرسه.قربونت برم که وقتی مریض میشی مثل خودم آرومی وبا در د خودت میسوزی و میسازی وکاربه کارکسی نداری.کلی هم معذرت خواهی میکنی ومیگی مامان ببخشیدکه به خاطرمن بیدارشدی و بهم دارو دادی.آخه خداوندبزرگ چقدرتورو عاقل آفریده.قربون بزرگیش برم.ازش میخوام تورو دوباره سلامت بهم برگردونه.بازم مثل گذشته مریض شدی.آخه ریه ی شما خیلی حساسه.وقتی سرفه میکنی قلبم ازجاکنده میشه.نمیدونی از بچگی چه شبها که کنارتختت بیدارن...
31 شهريور 1393

پندهای مادرانه

  حنان عزیزم،گل پسرمن.... یادت باشه تا خودت نخوای هیـچ کس نمیتونه زندگیتو خراب کنه ! یادت باشه که آرامش رو باید تو وجود خودت پیدا کنی! یادت باشه خدا همیشه مواظبته! یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بزاری منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش...اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن؛ زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند، مراقب حرفهايت باش! به کسانی که پشت سر تو حرف میزنند بی اعتنا باش،آنها به همانجا تعلق دارند،یعنی دقیقا"پشت سر تو! ...
29 شهريور 1393

آخرین جمعه تابستان 93

سلام به همگی.امروزجمعه صبح مامان و بابا تصمیم گرفتن بریم نمایشگاه هوابارونی هم بود.بعدازرفتن ما، عمو امیر ایناو عمه حدیث هم وسوسه شدن وبه ما ملحق شدن.من و محمدطاهاباهم دورزدیم و ازنمایشگاه دیدن کردیم.مامان بابا یه سری خریدکردندویه چیزایی هم واسه من خریدن.   تازه ازخواب پاشده بودم خواب آلودبودم من ومحمدطاهاتوی غرفه لوازم التحریرکه عموحامدبرامون دفترخریدبا عکس ماشین مکویین ،که هردوتامون دوسش داریم لباس ورزشی که ازغرفه دوست بابا خریدم که لوازم ورزشی فروشی داره کلی هم تخفیف داد واینم ازبالشت ضد آلرژی که مامان برام خرید ودرآخر،سه بعدازظهرناهارخوردی...
28 شهريور 1393

اصلاح مو

سیلام سیلام.من اومـــــــــــــــــــدم.امروز پنجشنبه 27 شهریور،چهارروزمونده به اول مهر، توی این هوای بارونی و لطیف مامانم منوبرد آرایشگاه تا یه سروسامونی به موهام بده.البته من رشدموهام بخوره به تخته زیاده واگه قیچی زدن های توی حموم مامان نباشه من بایدهرهفته دم درآرایشگاه بشینم!!خخخخخ.!!حسین آقا (آرایشگاه صدف)یه اصلاح حسابی کردودرآخرسشوارو ژل،که من خیلی خوشم اومد ازمامان، عکاس خصوصی  و بی اجرو مواجب خواستم تا یه عکسی ازمن بندازه.   قبل اصلاح: بعداصلاح: من دیگه آماده ام برای رفتن به مدرسه میــــــــــــــــــــرم مدرسه      &nb...
28 شهريور 1393

افکارکودکانه ی گل پسری

سلام عسیس دل مامان.آرررررره بازم اومدم تا یکی دیگه از شیرین زبونی هاتو برات یادگاری بزارم.آخه بعضی وقتا ازحرفایی که میزنی مارو ازعالم این زندگی پرازتنش میبری به دنیای کودکانه ی خودت.واینکه اگه تو نبودی ماچه زندگی تکراری بیهوده ای داشتیم.جونم برات بگه که دیشب توی حال درازکشیده بودی ومنم مشغول تماشای تی وی بودم که تو درحال نگاه کردن به پاهات گفتی مامان!! منم دیگه مردشدم!!حالا من ازتعجب خنده ام گرفته بودپرسیدم به خاطرموهای پاهات میگی؟!گفتی آره.باباهم شنید کلی از حرفت خندید.گفتم حنی جون مردی که به این چیزا نیست.گفتی پس به چیه؟مرد اونیه که ازخودگذشتگی داشته باشه معرفت داشته باشه.هروقت تونستی ازخودت برای دیگران بگذری و...
27 شهريور 1393

پســـــــراردیبهشتی مــــن

سلام پسر ادیبهشتی من .امروز اومدم تا ازخصوصیات ماه تولدت برات بگم.ولی قبلش ازطرف خودم بگم که ماه تو بهترین ماهه.تو پسر رمانتیک و با احساس مامانی.قربونت برم. تاریخ تولد شما : ٦/اردیبهشت/١٣٨٤ تاریخ تولد شما به سال میلادی: 2005/4/26 تاریخ تولد شما به سال قمری: 17 ربیع الاول 1426 روز تولد شما:سه شنبه سال خروس سمبل : گاو نر عنصر : خاك سیاره : ناهید روز اقبال : جمعه اعداد شانس : 4و 6     رنگ شانس : صورتی وآبی روشن گل : خشخاش حیوان : گاو     همراهان مناسب : تیر ، شهریور ، دی ،...
26 شهريور 1393

مهندس کوچولوی من

سلام،سلام،صدتا سلام به روی ماه نشسته ات!!آخه الان دوازده ظهره وشما تنبل خان خوابیدی.قربونت برم، پسرگل من، اشکالی نداره، تموم تابستون مشغول کلاس و درس بودی .خسته نباشی قندعسلم.هم توی ژیمناستیک مارو سربلندکردی وهم توی امتحان  فاینال زبان نمره 100 آوردی.حنان گل من آفرین به تو که ازلحظات عمرت داری مفید استفاده میکنی وبه حرف مامان گوش میدی.عکس بالارو توی فایل عکس های بچگیت پیداکردم.فدات شم که هنوزم بستنی لیوانی دوست داری.چندروزپیش توی باشگاه مامان ها توی لپ تاپشون مشکل داشتن گفتم بمونید حنان کلاسش تموم  شه   براتون درست میکنه.مهندس کوچولوی م...
25 شهريور 1393

شبکه باران وبوستان کشاورز

سلام، سلام،من اومـــــــــدم !!امروزبا دوستان ژیمناستیکی ازطرف آقای افتخاری دعوت بودم صداوسیما برنامه یه باغچه گل، صبح ساعت حدود8:30 بامامانم رفتم جلوی شبکه باران،ماروبردن داخل برنامه اجراشد.بازی کردیم درموردبازگشایی مدرسه برنامه  ضبط کردن،خیلی جالب بود.چقدرزحمت میکشن برای ضبط یه برنامه تا ما یه برنامه شادببینیم. واقعآخسته نباشن.از جناب آقایان میلادو محمدافتخاری برای هماهنگی این برنامه تشکر میکنم . این عکس هاهم مربوط میشه به قبل برنامه که همه بالباس نوی سال تحصیلی جدید رفته بودیم.   بعدازضبط برنامه،با دوستانم جواد،آراد،طاها،ومامان ها رفتیم بوستان کشاورزانقدبه ما ...
23 شهريور 1393

خونه ی عمو دایی عزیزم...خخخخخ!

بعداز گذروندن سطح دو، شب رفتیم مهمونی خونه ی عمو دایی!!!! که درحال انجام کارای تشرف به حج عمره بودن.ایشالله قسمت همه بشه، من که خیلی دوست دارم برم مکه.اینکه میگم عمو دایی جریان داره!!!!چون عموی مامانمه و دایی بابا.من خیلی دوسشون دارم ونسبت به من خیلی محبت دارن.ایشالله سفربی خطرعمو دایی و زندایی عزیز.     ...
22 شهريور 1393